مسيح ذبيحى

28

استرآبادنامه ( سه سفرنامه ، وقفنامه وسرگذشت ) ( فارسى )

خلق فرموده كه اگر ايالت استرآباد حكم كند و خوانين استرآباد همراهى كنند به خوبى و به زودى رفع تعدّى خود را مىنمايند ، ولى فرقى كه بين ولايت و يموت هست اين است كه ولايت داراى علاقه و خانه و رعيّتى هستند يموت علاقه ندارند و علاقهء آنها منحصر به اسب و تفنگ و يك آلاچيق است . هر وقت روز سختى براى آنها در رسد از آنجا كوچيده به ميان طوايف دور دست پناه مىبرند . در هر طايفه نوع خودشان هست كه از آنها همراهى كند و حكام با زحمات و تدابير بسيار و مخارج بىشمار يكى دو تن از الواط و اشرار را گرفته به مجازات مىرسانند . چند روزى قياس آسايش رفته مجدّدا به ضروريات و لوازمات اوّليّه معيشت مىكوشند . اشخاصى كه بالنّسبه علاقه و مواشى و محصول دارند / 36 / مطيع و خدمتگزارند . زيادى محصول يموت جو و گندم است و تماما ديم ، و انبار مخصوص زمينى براى جمع كردن غلّه در نزديكى آلاچيقهاى خودشان به طور گودال حفر كرده و غلّه خود را پنهان نموده روى او را به طرز مخصوص پوشانده خاك مىريزند . بعد متدرّجا به شهر حمل كرده مىفروشند . صنايع يموت قالى ، قاليچه ، گليم ، خورجين ، آقارى ، نمد ، جل ، كفشهاى يموتى بلغارى ، چكمه‌هاى بلغارى ، بعضى قسم زرگريهاى مخصوص يموتى دارند ، تنگ‌هاى قيمتى براى آلاچيق . وضع معيشت و آسايش يموت و زندگانى آنها خيلى سخت است . اولا به واسطهء شرارت و هرزگى و خودسرى كه دارند ساختمان و بنايى ندارند . در زير آلاچيقها زندگانى مىكنند كه هر وقت بخواهند تغيير منزل و يورت دهند علاقه نداشته باشند . در زمستان به واسطهء بارندگى و تابستان از گرما در آن صحرا تصوّر آسايش غير ممكن و اختصاص به خود آن طوايف دارد . نداشتن آب و عدم طهارت از جمله شرايط آسايش آنهاست ! مسافت ابه‌ها تا لب گرگان به تفاوت است . كمتر از صد قدم نيست ، بيشتر شايد . بايد زن‌ها و دخترها آب خوراكى خودشان را از گدارهاى معيّن از نهر گرگان بردارند . مخصوصا براى طايفهء چاروا خيلى اسباب زحمت است ، زيرا كه اين طايفه شتر دارند . محض علوفه به برارى و صحارى كوير خاردار كه ما بين اترك و گرگان است مىروند و از گرگان دو سه فرسخ دور است . دو روز يك مرتبه با شترها مىآيند لب گرگان آنها را آب مىدهند و آب خوراكى خودشان را در مشكها برمىدارند . در اين برارى كه هيچ راهى